الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
54
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
يا در حاشيهء مسائل فطرى ديگر قرار دارند . ولى خداشناسى و خداجويى مسألهء فطرى مستقلّى است كه نخستين خواستهء فطرت بشر است و از آن محجوب نمىشود ، و مؤمن به الحاد نمىگرود مگر آنكه گناه و جنايت و انكار و عناد را ادامه دهد و مصداق « لَهُم قُلوبٌ لا يَفقَهونَ بِها » « 1 » و « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى » « 2 » گردد و طبع انسانى او بميرد . بشر مىتواند با يك سير كوتاه و توجّه مختصر به خدا مؤمن شود و روح خود را قانع و مطمئن و آرام كند امّا تاكنون نتوانسته است به الحاد مطلق ايمان آورَد و خود را قانع و قاطع سازد كه ماوراى اين عالم حس و شهادت ، عالم غيب و مدبّر و مؤثّرى نيست و توانسته است قبول كند كه « جهان را صاحبى باشد خدا نام » . در حقيقت انسان بين يكى از دو حالت قرار دارد : يا حالت ايمان به يك امر قابل باور و قبول ، يا حال شكّ و ترديد و تحيّر . باور و ايمان به اينكه عالم و اوضاعى كه بر آن حاكم است ، بر اساس عدل و نظام متقن و احسن و شعور و اراده پديد آمده و اداره مىشود ، يا شك و تحيّر در وجود نظام صحيح و مدبّر مريد و خالق عليم قدير و احتمال پوچ و پوك بودن عالم يا خوشبينى به عالم و اوضاع آن . و ايمان به بامعنى بودن اين عالم يا شك در همهء معانى و حقايق ، از يكى از دو حالت خارج نيست و حالت سومى ندارد . و مسأله از همين جهت مهم است كه از دو طرف نقيض ، آنچه براى بشر قابل قبول شده است يك طرف بيشتر نيست و آن ، طرفِ اثبات و ايجاب است كه دليل مقبول شدن آن همان باور قاطبهء خداشناسان در طول تاريخ بشر است ، ولى طرفِ سلب به هيچوجه
--> ( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 179 . ( 2 ) . روم ( 30 ) آيهء 10 .